باتشکر ازخداوند بخاطر یک روز پاک

برداشت سنت یک

تازه که وارد انجمن شدم فکر میکردم که اعضا چیزی نمیدانند وخداوند مرا فرستاده که به انها یاد بدهم به همین دلیل مرتبابه همه گیر میدادم خصوصا اعضا قدیمی.باور کنید به کسانی گیر میدادم که اگر به من یک سیلی ناقابل میزدند باید تا یک ماه بستری میشدم .ولی معمولا لبخند میزدند ومیرفتند .باورم شده بود که از من میترسند به همین دلیل بی پرواتر جلسه را تبدیل به میدان جنگ میکردم.یک روز یکی از اعضا قدیمی از گذشته اش مشارکت کرد از اینکه چه دربدریهایی که کشیده بود واینکه وقتی وارد جلسات شده بود چقدر دردسر درست کرده بود .اودقیقا داشت کارهایی را مشارکت میکرد که من داشتم انجام میدادم .تازه متوجه شدم که باز هم دارم راه را اشتباه میروم .ازچند نفرکه پرسیدم متوجه شدم تقریبا همه تجربه های مشابه من دارند دلیلش نااگاهی وباورهای غلط بود پس سعی کردم بیشتر دقت کنم .بعدها که این سنت راکارکردم متوجه شدم که انها به این درک رسیده اند که همه ما از دنیایی تاریک همراه بادرد امده ایم پس بهتراست اجازه بدهیم که خود شخص به این درک برسد که مسئله مرگ وزندگی دربین است که اگر ادم به این درک برسد محال است که کاری کند که بار گناه مرگ یک همدرد رابدوش بکشد .وقتی من درک کردم که دران لحظه چه بچه هایی خجالت میکشند که پدرشان درب مدرسه بیایند که مبادا همکلاسی هایش بفهمند که معتاد است .چه مادرهای که شب تا صبح اشک میریزند چون جیگرگوشه شان معلوم نیست زنده هستند یا مرده.چه زنهایی که ازروی ناچاری بخاطر اعتیاد همسرشان مجبور به کار هستند وچه سرکوفتهایی را تحمل میکنند. چه خانواده هایی شاهد مرگ تدریجی عزیزانشان هستند.دیگر جلسات را محل تفریح وجایی برای سرگرمی قرار نمیدادم وسعی کردم هرکاری کنم که همیشه پابرجا بماند سهم من این است که بجای بار یار باشم

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

برداشت سنت دوم

باتشکر از خداوند بخاطریک روز پاک

باتوجه به شخصیت خودمحور من واینکه همیشه فکرمیکردم حق بامن است سعی داشتم درگروه نیز تمام تصمیمات را خودم به تنهایی بگیرم جالب هم بود انقدر خودم را به دردیوار میزدم ولی نتیجه ان چه گروه میخواست میشد.سنت دوم سپردفاعی در برابرتصمیمات اشتباه گروه است .من یادم است که اوایل پاکی دراثر تلقینات بعضی از اعضا سعی میکردم با وجدان گروه مخالفت کنم .بعدها متوجه شدم در گروه دودسته ادم وجود دارد .گروه اول اعضای ناسازگار هستند که همیشه در همه حال باهمه چیز مخالف هستند ولی هیچ راه حل یاایده جدیدی ارایه نمیدهند.ولی دسته دوم کسانی هستند که اگرباموضوعی مخالف هستند راه حل وایده جدیدی را به گروه پیشنهاد میکنند وچنانچه ایده مخالف رای اورد ناسازگاری نمیکنند وسعی میکنند بااحترام به وجدان گروه ان را انجام بدهند.درسنت دوم یک نکته بسیار مهم وجود دارد ومیبایست از طرف راهنماها رعایت شود .یک تجربه زنده از خودم من بعضی وقتها یا اگاهانه یا از روی نااگاهی روی وجدان رهجوهایم اثر میگذاشتم که به این کار میگویند اثر گذاری تلویحی برروی وجدان گروه .من در جمع رهجوهایم راجع به موضوعی صحبت کردم وفکر انها را به سمت مورد نظر خودم هدایت کردم بعد در جلسه اداری دقیقا حرفهای مورد نظر من از دهان انها در می امد که یکی از خلاف سنتهای من است.متاسفانه بارها شاهد رنجش دو عضو قدیمی از هم بوده ام که متاسفانه به رهجوهایشان منتقل کرده اند وهرجا انها حضور داشتند کار به مشکل خورده است این کار نیز چون اثر منفی در وجدان رهجوها میگذارد خلاف سنت دوم است به امید روزی که من اصول را به شخصیتها ترجیح بدهم واگر دیدم راهنمایم اشتباه میکند بااحترام بااومخالفت کنم واورامتوجه عواقب کارش برروی گروه بکنم

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

برداشت سنت سوم

باتشکرازخداوندبخاطریک روزپاک

معمولا در هرجامعه ای برای افراد براساس یک سری معیارهایی اهمیت وجایگاه درنظر میگیرند .درخصوص اعتیاد چون نه سن .نژاد .مذهب .دارایی وتحصیلات وغیره را نمی شناست به همین دلیل است که در انجمن تنها معیار برای عضویت رافقط داشتن بیماری اعتیاد قرار داده که همه چیز را تحت پوشش قرار میدهد.سنت سوم سنت برابری است که میتوانیم براساس ان در کنار هم از بهبودی استفاده کنیم .سنت سوم باعث شد که من بتوانم در روابطم با ادمهای گوناگونی ارتباط برقرار کنم واز ان یک سویه زندگی کردن با یک سری ادمهای خاص رهایی پیدا کنم .من روزهای اول اعضا را دسته بندی میکردم وفقط با یک قشر خاصی درانجمن میگشتم  که همین موضوع باعث شده بود راههای کمک بخودم را ببندم ولی بعد در اثر تجربیات مختلف متوجه شدم که کسانی را که حتی فکرش را هم نمیکردم چقدر به من کمک کردند که از نظر اجتماعی هیچ سنخیتی باهم نداشتیم.جالبی سنت سوم این است که مرا قادر میکند از جامعه بسته ای که دران زندگی میکنم رها بشوم وقتی یک ساعت ونیم بدون در نظر گرفتن موقعیتم در اجتماع وفقط به صرف معتاد بودن در جلسات حضور پیدا میکنم متوجه میشوم میتوانم از دغدغه های روزمره فاصله بگیرم وبرای ساعتی بدون القاب واحیانا ماسک زندگی کنم باور کنید به دلیل وجود سنت سوم من با بچه های انجمن راحت هستم وخیلی وقتها انها به من کمک میکنند خود واقعیم را نشان بدهم ولذت ببرم .در واقع سنت سوم به من یاد میدهد من فقط باید نقش خودم را درجلسات سعی کنم به بهترین شکل ممکن بازی کنم ودیگر دنبال اینکه چه بازده ای دارد نباشم .سنت سوم درس زندگی کردن بدون قضاوت را به من یاد داد.سنت سوم به من یاد داد دست از خودخواهی بردارم وسعی کنم افراد را فقط به خاطر انسان بودنشان بپذیرم ودنبال چیز دیگری نگردم امروز متوجه شدم که خداوند برای من ماموریتی در نظر گرفته که باید ان را بنحو احسن انجام دهم وکاری به اینکه این نقش به من می اید یا ان را دوست دارم یا ندارم نداشته باشم وفقط سعی بکنم در جذب تازه وارد ودادن پیام عشق وامید به بهترین نحو ممکن ایفای نقش کنم

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 برداشت سنت چهارم

بارها شنیدم که انجمن یک رویای بزرگ دارد وان چیزی نیست جز اینکه یک معتاد .هرمعتادی قبل از مرگ برای یکبار هم شده پیام انجمن را به زبان وفرهنگ خودش دریافت کند.به همین دلیل سنت چهارم بوجود امد ولی اینجا یک مسئله بزرگ وجود دارد وان این است که مواظب باشیم گرفتار خودخواهی ومسائل حاشیه ای نشویم.تجربه نشان داده ازادی بدون اگاهی ومسئولیت پذیری مصیبت است.پس باید مواظب باشیم مثل گذشته براثرباورغلطی که وجود داشت که میگفت چهاردیوار اختیاری دست به کارهایی نزنیم که باعث خدشه دار شدن انجمن ونام نیکش بشویم.درواقع این سنت به من یاد داد که همیشه میتوان به خواسته ها رسید اما باید مواظب باشیم بهایش را بامرگ دیگران پرداخت نکنیم.شاید بزرگترین جذابیت در انجمن این است که همه میتوانند انطور که میتوانند پیام را برسانند.بواسطه کارکرد این سنت امروز من سعی میکنم در امور زندگی مواظب باشم که رفتاری نکنم که به دیگران صدمه بزنم.وبه خواسته های دیگران احترام بگذارم .اوائل پاکی در جلسه نشسته بودم که دوستی که ظاهرا مسافر بود اجازه خواست که به زبان مادریش که اذری بود مشارکت کند .در جلسه ما همه بازبان فارسی مشارکت میکنند.اومشارکتش را کرد ومورد تشویق حاضرین قرار گرفت من ترکی بلد نیستم ولی باور کنید تمام مشارکت واحساساتش را متوجه شدم.این یعنی همه اعضا برای پیام رسانی میتوانند از قابلیتهایشان استفاده کنند وتفاوت فرهنگ وزبان هیچ اثرمنفی در رساندن پیام انجمن ندارد بلکه باعث قوتش میشود واین یعنی قابلیتی است که سنت چهارم به جلسات ما میدهد تاخدایی نکرده اسیر کلیشه نشویم وجذابیت پیام از بین نرود

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

برداشت سنت پنجم

تجربه من در زندگی به این صورت است که بخاطر نداشتن ثبات در امور زندگی وتصمیم گیری وپیگیری کارهای روز مره باعث شده بود که مرتبا شغل عوض کنم ویکی از مهمترین مشکل بر سر راه پیشرفت در زندگی من این بود تا کوچکترین مانعی برسر راهم بوجود می امد ان کار رارها میکردم در واقع سنتها باتوجه به نیازهای انجمن وشخصیت اعضا که در بیماری اعتیاد مشترک هستند بوجود امده وتجربه نشان داده اکثریت دارای چنین مشکل رفتاریی بوده ایم .وقتی تازه وارد بودم خیلی دلم میخواست که جلسه ای که من در ان شرکت میکنم دارای یک ساختمان شیک ومستقل باشد.وداشتم به این فکر میکردم چند نفر را باخودم همراه کنم تا این کار را انجام بدهم .که باگرفتن تجربه از دیگران متوجه شدم درجلسات مسئله مرگ وزندگی ورساندن پیام رهایی از اسارت مواد تنها حرف حسابی است که میشود زد .البته جای خوب وراحت خوب است ولی مسئله مهم این است که جان همدردهایم ارزش بیشتری دارد.این سنت به من گفت تومیتونی برای یکبار هم که شده در زندگیت با مسائل ومشکلات در امور روبرو بشی وفرار نکنی ودنبال راه حل بگردی که حتما باتوجه به منابعی که در جلسات وجود دارد راهکار مناسب پیدا خواهی کرد .در زندگی شخصیم با توجه به این سنت وپیگیری در امور شغلی خدارا شکر پیشرفت چشمگیری کردم که حتی در رویا هم غیر قابل تصور برایم بود .این سنت از من میخواهد همانچه بودم وهستم را به مشارکت بگذارم واز من میخواهد .از روی دوش انجمن بار بردارم وخودم سربار نباشم.امروز رسالت من دادن عشقی است که در قدم دوازدهم پیدا کردم بدون قید وشرط وبدون زیربنا واز همه مهمتر مواظب باشم مرور زمان مرا دچار فراموشی نکند که بدترین شکل ظهور بیماری بی تفاوتی نسبت به پیام انجمن است

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 برداشت سنت ششم

سنت ششم برای من به این صورت بود که میگفت مراقب رفتارت باش مبادا حرفی را نسنجیده بزنی تو وکیل وصی دیگران نیستی حق نداری دیگران را رد ویا تایید کنی چون من بخاطر مصرف مواد جاهایی میرفتم که حق انتخابی نداشتم بخاطر مصرف بناچار از کسانی تعریف وتمجید میکردم که حتی ازانها خوشم هم نمی امد حالا باید مواظب باشم بخاطر رساندن پیام نیز دچار همان رفتارهای اجباری نشوم وباید انقدر به خداوند اعتماد کنم که هرکجا در هررابطه ای که ایجاد میکنم مواظب باشم مورد سواستفاده قرار نگیرم وچنانچه متوجه شدم که امکان دارد از نام انجمن سواستفاده شود ان رابطه را بصورت محترمانه اصلاح یا قطع کنم سنت ششم  باز به من تاکید میکند مواظب باشم دچار وسوسه مال اندوزی ازطریق رساندن پیام نشوم چون من همیشه در برابر پول وشهرت وتاید شدن ومورد توجه قرار گرفتن مشکل داشتم پس باید خیلی مواظب رفتار واعمالم باشم باور کنید من قبلا بخاطر تایید ویارد دیگران خیلی دچار مشکل شده بودم وخیلی از مواقع کار به دعوا پاسگاه وکتک کاری میکشید امروز باکارکرد این سنت یک حق انتخاب بزرگ ومهم بدست اورده ام وان چیزی نیست بجز اینکه خنثی عمل کنم .بارها در جلسه دیده ام بعضی دوستان از مراکز وسازمانهای دیگر صحبت میکنند همین امر بدون اینکه متوجه باشند خلاف سنت ششم است چون ادم وقتی نام کسی را می اورد یا از ناحیه تایید است یا از ناحیه رد که هردو خلاف این سنت است همچنین در جلسات اگر عضوی را تایید یا رد بکنیم بازهم خلاف ا ست .درکار راهنما ورهجو دخالت کردن نبز همین حالت را دارد .قبلا اگر کسی پیش من می امد ودر مورد شخصی جهت راهنما گرفتن سوال میکرد من اگر با ان فرد رابطه خوبی داشتم اورا تایید میکردم وگرنه اورا رد وشخص دیگری را معرفی میکردم که این امر باعث میشد که خلاف سنت ششم عمل کنم از خداوند میخواهم به من کمک کند که همیشه بیاد داشته باشم که ارزش رساندن پیام انجمن از همه چیز بالا تر ومهم تر است رساندن پیام باعث نجات جان یک همدرد است ونمیشود ان را با هیچ چیز دیگر مقایسه یا تاخت زد

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

برداشت سنت هفتم

باتشکر ازخداوندبخاطر یک روزپاک دیگر در سالی دیگر

 

سنت هفتم بهترین نوع نمایش قدرت انجمن است .ودلیلش هم این است که معتادانی که تا دیروز حتی نمی توانستند به اندازه مصرف مواد خود پول تهیه کنند دارند انجمنی را اداره میکنند که هیچ نوع وابستگی به جایی ندارد ووسعت خدماتش به اندازه تمام دنیا میباشد .تجربه نشان داده که هرکجا معتاد پا بگذارد همه خودشان را جمع وجور میکنند که مبادا خسارتی بخورند ولی امروزه بخاطر رعایت سنت هفتم بچه های انجمن وقتی به مسئولی مراجعه میکنند با احترام با انها رفتار میشود چون در اکثر مواقع به عنوان انجمنی غیر وابسته حاضر هستیم به جامعه سرویس بدهیم که بارز ترین ان را میتوان در کمیته زندانها وبیمارستانها دید که بطور مداوم با بردن نشریات به مراکز درمانی وزندانها  وبرگزاری پنل سعی در رساندن پیام انجمن را دارد.سنت هفتم توانسته بسیاری از معتادان در حال بهبودی را تبدیل به افراد سازنده ومفید اجتماع کند .اگر سنت هفتم نبود شاید ما اینقدر رشد نمیکردیم وشاید اصلا انجمن در همان اوائل از بین میرفت .چون ذات بیماری ما متوقع بودن است وچه بسا اگر این سنت نبود با در خواستهای نامعقول از خانواده واجتماع درگیر مسائلی میشدیم که کسی نتواند پیام را بگیرد وچقدر معتاد در حال عذاب مرده بودند.سنت هفتم به ما ارزش داده تا با سربلندی وبدون خجالت از گذشته ورفتارهای تحت تاثیر مواد در جامعه حضور پیدا کنیم وحرفی برای گفتن داشته باشیم.تجربه شخصی من این است که با اتکا به همین سنت توانسته ام در کار وزندگی پیش بسوی موفقیت بروم ومیدانم اگر بتوانم توانایی هایم را باور کنم میتوانم به ارزوهایم دست پیدا کنم

-------------------------------------------------------------------------------

برداشت سنت هشتم

شاید یکی از مظاهر فروتن بودن انجمن سنت هشتم باشد بااینکه همه ما در مورد اعتیاد وبهبودی تجربه کافی داریم ولی باعث نشده که انجمن به کار حرفه ای ها دخالت کند .از طرفی چون من بعنوان معتاد همیشه با پول مشکل داشته ام ودچار وسوسه واجبار میشدم سنت هشتم راه من را مشخص کرده است ومرا منع کرده که بخواهم پیام عشق وامید را که بستگی به زندگی یک معتاد دارد را خرید وفروش کنم در واقع کاربرد این سنت در انجمن به این شکل است که من قبل از ورود به جلسه تمام داشته هایم را که شاید ایجاد تفاوت در اعضا بکند را پشت در انجمن بگذارم وفقط بعنوان یک معتاد در حال بهبودی که میخواهد در مسیر بهبودی کمک بگیرد وکمک بکند باشم چون ما همیشه با اجتماع برای رساندن پیام در تماس دائم هستیم پس باید به عرف جامعه نیز عمل کنیم وبه قوانین نیز احترام بگذاریم به همین دلیل ما از اصولمان پیروی میکنیم ودر کار حرفه ای ها دخالت نمیکنیم واجازه میدهیم انها نیز کار خودشان را انجام دهند .وبه انها وکارشان احترام میگذاریم ودر مواقعی که لازم باشد بارعایت اصولمان از انها در انجام بعضی از امور کمک میگیریم ودر مقابل به انها دستمزد پرداخت میکنیم .البته برنامه انجمن همه اعضایش را تشویق میکند در زندگی شخصی سعی کنند دارای حرفه وکار باشند وسعی کنند که وظایف محوله را بخوبی انجام بدهند

 

-------------------------------------------------------------------------------

برداشت سنت نهم

با تشکر از خداوند بخاطر یک روز پاک

یک روز از طرف کمیته زندانها وبیمارستانها برای پیام رسانی به یکی از زندانها رفته بودیم افسر نگهبان از ما پرسید ریئس شما کیست به او توضیح دادیم که برنامه ما خدمتگزار دارد .با تعجب گفت یعنی شما دفتری که شما را اعزام کند وحضور وغیاب کند ندارید پس چطوره که همیشه در هر شرایطی سر وقت می ایید .توضیح دادیم که سازماندهی نشدن به این معنی نیست که ما منظم نباشیم .انجمن یکی از منظم ترین انجمن ها است که هر روزه طبق ساعت مقرر جلسات را شروع وبه پایان میبرد .همه کارها از قبل برنامه ریزی میشود وهمه سعی براین دارند که کارها به بهترین شکل ممکن انجام شود .این سنت هم با توجه به ماهیت بیماری من که خود رایی وخود محوری است بوجود امده تا از خسارت خوردن به اعضا وانجمن جلوگیری کند .یکی از مهمترین اهداف اصول این است که اعضا بتوانند شخصیت وتوانایی های خود را بازسازی وبه اعتماد بنفس نزدیکتر بشوند وبهترین راه این است که با خدمت در انجمن به توانایی ها ونواقص پی ببریم وسنت نهم این مهم را تحقق می بخشد.از همه مهمتر با وجود این سنت خدمتگزاران متوجه هستند که باید در مقابل کسانی که به انها خدمت میکنند پاسخگو باشند

 

-------------------------------------------------------------------------------

برداشت سنت دهم

سنت دهم حکم واکسن را برای انجمن دارد وانجمن را در برابر مسائلی که ما را از هدف اصلی دور کند واکسینه میکند .سنت دهم ما را از جنگیدن با دیگران منع میکند وهمیشه به ما یاداوری میکند که فقط راجع به خودمان وتجربه مان صحبت کنیم ومواظب باشیم در مورد چه چیزهایی میتوانیم در جلسات صحبت کنیم ودر مورد چه چیزهایی بهتر است صحبت نکنیم.میگویند بی نظری وخنثی عمل کردن در مورد مسائل خارجی بهترین روشی است که انجمن در پیش گرفته است .من بعنوان یک فرد نیز بخاطر بهم نخوردن ارامشم از همین سنت استفاده میکنم وسعی میکنم فقط به عملکرد ورفتار خودم دقت کنم وسعی در تغییر دیگران نداشته باشم .سنت دهم خیلی ساده خط ومشی انجمن را برای جامعه روشن کرده وجای هیچ بحث یا مجادله ای را نگذاشته. شاید تنها دلیلش این باشد که معتاد جماعت زندگیش همراه با جنگ وگریز وناسازگاری بوده وهمیشه در هرکجا که پا میگذاشته بدلیل بیماریی که دارد ارامش خود ودیگران را سلب میکرده. سنت دهم کمک میکند که انجمن محیطی امن توئم با ارامش باشد تا معتادان در حال بهبودی بدور از هر جنجالی در مسیر بهتر شدن قرار بگیرند

 

-------------------------------------------------------------------------------

برداشت سنت یازدهم

من یادمه وقتی چند روزی مواد مصرف نمیکردم میرفتم تا به همه بگویم من ترک کرده ام از بس این کار را انجام داده بودم توی فامیل دیگر کسی به حرفم اهمیت نمیداد ومورد تمسخر دیگران قرار میگرفتم .بارها خودم میگفتم به انها ثابت میکنم که من میتونم ترک کنم هرچه زور میزدم بیشتر باورها را از بین میبردم .انجمن به من یاد داد که مشک ان است که خود ببوید نه انکه عطار بگوید وشاهد این حرف زندگی پر بار ومسئولانه اعضا میباشد که باکارکرد قدمها ورعایت اصول باوری برای کسانی شده اند که حتی باور نداشتند یک معتاد بتواند برای یک روز پاک بماند .سنت یازده به من یاد داد بجای حرف زدن بهتر است عملگرا باشم .من اوائل میگفتم چرا نرویم ودر تلویزیون تبلیغ کنیم مگر نباید معتادان دیگر را با خبر کنیم وجامعه را از موفقیتهای انجمن با خبر کنیم بعدها متوجه شدم که اعضا اینقدر برای انجمن باارزش هستند که نمی خواهد در معرض خطر قرار گیرند چون ما در زمان مصرف به اندازه کافی به خانواده مان لطمه زده ایم پس نباید حالا نیز باحضور در جلوی دوربین اثر منفی در زندگی واینده انها بگذاریم .انجمن خودش با عملکرد مناسبش در جامعه معرفی

شده ولازم به تبلیغ ندارد .البته برای اطلاع رسانی به جامعه راهای مناسبی دارد که از طریق انها پیام را منتقل میکند

 

-------------------------------------------------------------------------------

برداشت سنت دوازدهم

باسپاس از خداوند بخاطر پاکی امروز

من متوجه شدم که انجمن بخاطر اینکه در یک فضای امن جلسات برگزار شود بهترین گزینه را انتخاب کرده وان چیزی نیست بجز همسانی اعضا .شاید اگر قرار بود بین اعضا بخاطر اینکه خدمت میکنند ویا خدمت نمیکنند  تفاوت گذاشته میشد امروز جلسات از بین میرفت .معتاد جماعت معمولا کارش مقایسه کردن خود با دیگران است ودو حالت به او دست میدهد یا احساس خود بزرگ بینی میکند یا احساس خود کم بینی ویکی ازاین  دو عامل کافی است که از مسیر بهبودی دور شویم به همین دلیل سنت دوازدهم میگوید فبل از ورود به جلسه تمام داشته هایت بجز تجربه اعتیاد وبهبودی را پشت درب جلسات بکذار وداخل شو تا بتوانی تمرکز بر بهبودی داشته باشی .یک مسئله مهم دیگر این است که من همیشه با ترس زندگی میکردم وسعی میکردم از دیگران فاصله بگیرم واگر در جلسات مسئله گمنامی حفظ نمیشد امروزه شاید تعداد کمی شهامت این را پیدا میکردند که به جلسات بیایند .شاید یکی دیگر از چیزهای جالب در این سنت این باشد که ما را متوجه میکند بخاطر صدمه نخوردن خودمان هم که شده باید از اصول پیروی کنیم .تجربه نشان داده که من تابع احساسات هستم  واز روی احساس بدون در نظر گرفتن عواقب کارعمل میکنم پس وقتی اصول را رعایت میکنیم احساسی تصمیم نمیگیریم ولازم نیست که بخواهیم مدام تغییر روش بدهیم  

 

-------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده توسط سعید - گمنام در جمعه بیست و نهم بهمن 1389 و ساعت 18 |


Powered By
BLOGFA.COM